تبليغاتX
عرفان،سماع،موسیقی
كي خاك گردد ان كسي كو خاك اين درگاه شد
 

یا هو

طریقت قادری که در ایران .ترکیه .عراق .افغانستان .÷اکستان .و هندوستان گسترده است .وجود خود را مدیون اموزش های ((شیخ عبد القادر گیلانی ))است .با این حال واقعیت این است که به گواه تاریخ این فقیه حنبلی قرن ششم هجری طریقتی را پایه گذاری نکرده است و این مهمرا به نسل های بعدی از مریدانش واگذاشت و قادریه تنها از قرن نهم هجری به شکل یک طریقت منسجم در امد .

این طریقت از معدود طریقت های درویشی است که مراسم ذکر ان با خوارق عادات همراه می شود .اما انجام این کارها ((همیشگی نبوده و به اجازه خلیفه و مرحله شور و وجد و شوق درویشان بستگی دارد )).

قادریه به دو شاخه عمده تقسیم می شود ((طالبانی )) و دیگری ((کسنزانی)) .این مراسم به طور معمول هر جمعه در محفل درویشان برگزار می شود .گذشته از ان روزهای مبارک در تقویم مذهبی چون عید قربان .مولود پیامبر (ص) و معراج(28 رجب) نیز می توانند موقعیت های مناسبی برای اجرای این مراسم به حساب ایند .حضور درویشان به روی صحنه و در برابر تماشاچیان لطمه ای به اصالت و کیفیت کار انها وارد نمی کند چرا که درویشان قادری عموما" مردم عادی را از تماشای خود منع نمی کنند .گاه حتی به خصوص در اعیاد مذهبی با نصب بلندگو در خارج خانقاه و پخش صدای مراسم برای تمام محله در ارتباط گیری با مردم عادی اصرار نیز می ورزند .

هر ذکر قادری از دو قسمت تشکیل می شود ((تهلیل یا نشسته)) و ((ذکر توحید یا قیام )) ذکر تهلیل با یک اواز با وزن ازاد شروع می شود که بیشتر به صورت گفتاری _اوازی است .کلام این بخش شامل صلوات .ذکر نام اولیا و معصومین و غیره است .بعد از ان نوبت به چند اواز موزون می رسد که می تواند تمام ذکر تهلیل را در بر گیرد .هر اواز شامل یک تم کوتاه چند میزانی است بر روی اشعار کلاسیک فارسی یا کردی کهبه همراه چند دف مکرارا" اجرا می شود .قطعات پیچیده تر چیزی از یک تصنیف کم ندارد .از معروفترین انها می توان به ((ما در دو جهان غیر خدا کاری نداریم)).((از من چرا رنجیده ای )) و ((باز هوای وطنم ارزوست )) اشاره کرد .این بخش با تاثیر گذا ری عمیقی که ناشی از قدرت مقاومت ناپذیر ریتم های اجرا شده توسط دف های پر طنین است .نوعی سماع صوفیانه محسوب می شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 12:6  توسط مایا | 
الباری

 

دف در کردستان از جایگاه و پایگاه دینی و عرفانی برخوردار است .و مردم این دیار نوای دف را نغمه ای دینی می دانند و برایش احترامی خاص قائلند و این تا حدی است که عوام این دیار نام ((ساز موسیقی))

به دف را بی حرمتی می پندارند .اگر در محافل عرفانیشان پوست دفی پاره شود ان را ((شهید)) خطاب می کنند .معتقدند دف وسیله ایست برای ذکر و مناجات با مذکور و مسجود هستی .دف وسیله سماع و وجد عارفان

و ذاکران است .ضربات ریتمهای ان زاهد ظاهر پرست که همواره در اکراه است را به(( مستان میخانه)) و ((عقل افرینان دیدانه ))بدل می کند .

نزد مردم این دیار مقام دف در مقام شرع و عرفان است .اگر کسی در مقامی به غیر از ان دف را بنوازد عملش را قبیح می کنند .

<<دف از چنگ ناهید بربط نواز/به قانون شرعش گرفتند باز .>>

بیشتر اسامی ریتمهای دف اذکار خداوند سبحان سبحان است:((حی الله .حی یا هو .حی یا قیوم .لا اله الا الله .حی الله الله .حی حی حی الله))

دفنوازان را می توان از نظر تفکر به دو گروه تقسیم نمود .گروه اول کسانی هستند که بر اصالت و حرمت دف به عنوان یکی از وسایل کسب معنویت و جلاء قلب پایبندند و به دیدی معنوی به ان می نگرند و برای

دلشان ساز می زنند .اما دسته دوم که نزد انان دف یک ساز از سازهای موسیقی و التی برای طرب است .حال چندان تفاوتی ندارد این طرب در راه معنا باشد یا ظاهر .در تعمیمات گروه نخست از دفنوازان دف یک سمبل

انسانی است .برخی از دفنوازان گروه دوم چندان توجهی به اصالت معنوی دف نداشته و در هر مکان و برای هر موضوعی و با هر شرایطی به نواختنش می پردازند .این مسئله تا حد زیادی دف و دفنوازی را از مسیر

اصلی خود و هدف غائیش دور می کند .
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 12:9  توسط مایا | 

زار را یک نوع باد یا هوا (خارج از شمایل مادی )و در بعضی جاها به شکل حیوان یا هیولا (صاحب شمایل مادی )تصور می کنند .زارها در ایران همه مضراتی و کافر هستند بدین ترتیب در مجالس بازی مطلقا نامی از خدا و رسول و ائمه برده نمی شود .سیزده زار معروف در سواحل جنوب به نام شناخته شده است .هر کدام با یک افسانه و سابقه تاریخی حتی محل و ماوا و ملیت (عربی .هندی .سواحلی )انها برای مبتلایان شناخته شده است .ابتلای به هر یک از زارها با علائم بخصوصی شروع می شود .مثلا" باد متوری با حمله قلبی باد دینگه مه رو با سردرد و دای کتو با بی حرکتی و در خود فرورفتگی .

طبیب قادر به معالجه این ناراحتی ها نیست .تنها بابای زار یا مامای زار که همیشه سیاه هستند می توانند مبتلایان را علاج کنند .شخص مبتلا را مرکب یا فرس می گویند و بابا یا مامای زار کسی است که خود ابتدا مرکب چند ین زار و چندین باد بوده است و در اثر مرور زمان ممارست و قدرتی که به دست اورده توانسته خود بر باد مسلط و سوار شود .بدین ترتیب با تسخیردو طرفه با با یا مامای زار قادر می شود زار را از وجود بیمار بیرون کشد .

برای هر زار مجلس بخصوص و فدیه و قربانی و مراسم و لولزم خاصی لازم است .تعداد و نوع دهل ها و سازهای هر مراسم با یکدیگر متفاوت است .
اهمیت با با و یا مامای زار به تعداد خیزران هایی است که دارند . با با ها و ماماهای بزرگ تا هفده خیزران دارند .خیزران را معمولا از مسقط می اورند .روزی که بازی ترتیب داده شده و زار زیر امده بابا از زار می پرسد که چه نوع خیزرانی لازم دارد وزار خیزران را خودش بر حسب تعداد بند(بول)سفارش می دهد .اغلب خیزران باید دو سر نقره یا حلقه های نقره در کمر داشته باشد .مجالس زیر کردن بسته به اهمیت زار ممکن است از چندین ساعت تا چندین شبانه روز طول بکشد .اغلب برای بیماران جسمی یا روحی چنین مجالسی تشکیل می شود .

گاهی وقت ها مجالس زار روزها و شب های متمادی طول می کشد و بابا و ماما قادر به زیر کردن باد یا زار نمی شود و به ناچار او را پیش(( گپ تران )) یعنی بابا یا مامای بزرگ و معروف یک ولایت دیگر می فرستند .در انجا هم زیر کردن باد و ازاد کردن مریض ممکن نمی شود در چنین صورتی دیگر بیمار را به حال خودش می گزارند و با او مثل کافر و یا مرتد یا جن زده ای ابدی رفتار می کنند و نجسش می دانند و بیشتر جاها سعی می کنند از ابادی بیرونش کنند .چنین شخصی را(( تهرن ))می نامند .تهرن ها اواره هایی هستند با انبانی از هذیان ها و توهمات پسیکوتیک که اواره ی بیا بانها و سواحل و جزایر هستند .
گزارش پست خلاف  
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 6:33  توسط مایا | 
( زار.نوبان .مشایخ )




وقتی از هر جنوبی بومی که با فرهنگ مخلوط و در هم ساحل نشینان اشنا باشد درباره زار بپرسی در جواب _اگر اعتمادی به تو داشته باشد _خواهد گفت که ((زار .نوبان .مشایخ همه باد است))

و این بادها قدرتهایی هستند که دنیای درون خاک و برون خاک همه در اختیار ان هاست .تمام موجودات خیالی و همهی ان هایی که به چشم نمی ایند .پری ها .دیوها وارواح نیک و بد همه باد یا خیال یا هوا هستند . و ادم ها همه اسیر و شکار این ها .اسیر و شکار بادهایی که خوب هستند و شکار بادهایی که بد هسند .

انچه در متون روانپزشکی غرب اشاره صریحی به یک سری حالات تسخیری بسیار جالب که در افریقا و قسمتی از اسیا وجود دارد نشده زار است که به اشکال مختلف در جاهای مختلف ظاهر می شود .در اصطلاح عام زار به هر نوع تسخیری که در نواحی مذکور پیش بیاید گفته می شود .در حالی که زاران در واقع گرفتار چندین و چند نوع حالات تسخیری مختلفی هستند که به اشکال بسیار متفاوت متجلی می شود .انچه در سواحل جنوب ایران وجود دارد انواع زارها.نوبان لیواو بادجن و غیره است .تمام این اشباح یا اجنه.یا بادها قدمتی بیشتر از فرهنگ اسلامی دارند ولی انتشار ان در کشور های اسلامی بخصوص انهایی کهاز نظر اقتصادی و اجتماعی امادگی پذیرش بیشتریداشته اند توسط فرهنگ اسلامی شیوع پیدا کرده است .

تغیری که دین اسلام در محتوای این عناصر غیر مادی داده بسیار قابل مطالعه بوده است .همان دوگانگی خیر و شر و خوب و بد مذهبی باعث شده که ان ها به بادها یا اشاح شرور و مضراتی (انواع زارها) و بادها ی خیر و خوب(انواع مشایخ)تقسیم شود.و در اداب و مناسک سنتی هر کدام تغیرات زیادی حاصل شود.
گزارش پست خلاف  
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 7:40  توسط مایا | 
یا هو

 

ذکر ها در خانقاه به دو شیوه با ساز و بدون ساز اجرا می شوند انهایی که جنبه شور انگیز دارند و در ابتدای کار شروع می شوند بدون ساز هستند  مثل الله .سبحان الله و... که چیزی حدود صد بار به صورت دسته جمعی اجرا می شود و بعد وارد ذکر با ساز می شوند (ذکر از مرحله تحلیل یا نشسته اغاز می شود و با مرحله قیام به پایان می رسد ) و باز در یک دسته بندی ذکر ها به دو بخش فردی و جمعی تقسیم می شود .البته نمی توان کسی را که مناقب تلویحی را با ساز می خواند ذاکر نامید زیرا هر کدام از این واژه ها جایگاهی برای خود دارند  که نباید به اشتباه انها را با هم ترکیب کرد.

 

         اللهم صل علی سیدنا محمد الوصف و الوحی و الرساله و الحکمه و علی اله و صحبه و سلم

                                                              تسلیما 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 13:32  توسط مایا | 
الحق

 

موسیقی مذهبی شامل گونه های فراوانی می باشد که موسیقی خانقاهی و تکیه ها از ان جمله اند که به دو شکل سازی و اوازی اجرا می شود .

موسیقی خانقاهی  نوعی موسیقی مذهبی می باشد که بین دراویش رواج دارد این مو سیقی در خانقاه همراه با خواندن اشعار و اذکار عرفانی نواخته می شود .در بین بیشتر فرقه ها دف جایگاهی اساسی دارد و ان نوع جذبه خاص را ایجاد می کند که در نهایت منتهی به سماع و شوری دیگر می گردد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 12:21  توسط مایا | 
الحق

   نزدیکان را بیش بود حیرانی       کایشان دانند سیاست سلطانی

 

 

اهل مصر زندیقش می خواندند  و از او نزد متوکل خلیفه عباسی سعایت کردند .متوکل او را به بغداد اورد و بند بر پای او نهاد و او را چهل شبانه روز به زندان افکندند پس از ان که از زندان بیرونش اوردند  شرحی درباره خود و کرامتش گفت .متوکل بگریست و جمله ارکان دولت در  فصاحت او حیران ماندند و خلیفه مرید او شد.

عطار شرحی بر کرامات او بدین گونه نوشته است :با جماعتی در کشتی نشست و گوهری از بازرگانی گم شد همه گفتند که با اوست و او را استخفاف می کردند  چ.ن کار از حد بگذشت ذو النون گفت ((خدایا تو می دانی )) پس از ان هزار ماهی از دریا سر  بر کردند  هر یک گوهری در دهان بر گرفته  ذوالنون یکی بگرفت و بدیشان  داد اهل کشتی چون چنان دیدند  در پایش افتادند و عذر خواسته و از ان پس ذوالنونش خواندند  

 

((انکه عارفتر  است به خدا تحیر او به خدا سخت تر است و بیشتر  از جهت انکه هر که به افتاب نزدیکتر بود به افتاب متحیر تر تا به جایی رسد که او او نبود))

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 21:29  توسط مایا | 
ای دوست...

 

 چون قدسیان در اسمان با دف ثنایت می کنند

                                         حق حق زنان هو هو کنان با دف صدایت می کنند 

 

  گروه درویش بدینوسیله به اطلاع می رساند:

برگزاری نشست دف و دفنوازی جهت اشنایی با اساتید و هنر مندان این عرصه .بررسی شیوه های اصیل دفنوازی .برگزلری  اجرا های هنر جویی و...

 

دوشنبه های اخر هر ماه  از ساعت ۲۱ لغایت ۲۳

مکان :کرج میدان سپاه روبروی مخابرات مرکزی اموزشگاه موسیقی اشراق

علاقه مندان جهت شرکت در این نشستها می توانند با شماره تلفن  ۰۲۶۱۴۴۲۸۸۲۸

تماس حاصل نمایند

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 12:42  توسط مایا | 
هو  

 

گروه درویش با افتخار تقدیم می نماید:

       

بی دف بر ما میا که ما در ثوریم        برخیز و دهل بزن که ما منصوریم

        

         کنسرت بزرگ دفنوازان درویش به سرپرستی محمد شهاب قاسمی 

                                 به مناسبت نیمه شعبان

زمان:    ۱۵/۵/۱۳۸۸          ساعت ۲۲

مکان :کرج.چهار راه طالقانی. تالار بزرگ شهیدان فلاح نژاد

     حضور در این اجرا برای کلیه هنردوستان و هنرمندان  ازاد است

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 16:34  توسط مایا | 
هو السمیع

 

      بر در گه دوست هر که صادق برود    تا حشر ز خاطرش علائق برود

      صد ساله نماز عابد صومعه دار          قربان سر نیاز عاشق برود 

 

در عرفان ذکر که قسمت اول تقسیمبندی است نقش بسیار مهمی دارد.بین عرفا ذکر حق جایگاه بسیار مهمی دارد تا حدی که به زمزمه با معشوق مرسوم است و لحظه ای هم از ان غافل نیستند  حتی معتقدند که طپش قلب انسان ریتمی است برای ذکر و باید سعی کرد به تعداد ضربات قلب ذکر گفت و به زبانی دیگر تمرکز عمیق و دمبدم در ستایش معشوق .

ذکر که دائم بر زبان عارف جاریست از او عاشقی حیران و پریشان می سازد و حضورش در این زندگی مادی کمتر می شود .ذکر شالوده اصلی عرفان است و طریقت عرفانسیت اساسا ذکر حق گفتن محور اصلی زندگی یک فرد عارف است.

 

              تا می توانی مدام باش به ذکر       کز ذکر ترا راه نمایند به فکر

              محرم چو شدی در حرم اجلالش    بینی به یقین جمال معشوقه بکر 

 

سالک در پرتو همین ذکر به ارامش دست می یابد و قلب و روحش ارامش خاصی می گیرد .در همه ادیان و مذاهب و گروه ها  ذکر نقش اساسی و محوری دارد اگر ذکر را از هر عبادتی حذف کنیم باقی مانده ارزش چندانی ندارد  .لذا اهمیت ذکر در زندگی ستایشی همانند تنفس است در زندگی مادی .در عرفان ذکر به سه دسته تقسیم می شود  :ذکر زبانی .ذکر قلبی .ذکر سری

اذکار همواره کوتاه و قوی هستند و بیشتر در جهت تائید توحیدی اندیشیدن و اظهار بندگی به درگاه حق

 

                                      تا بنده ز خود فانی مطلق نشود

                                        توحید به نزد او محقق نشود

                                       توحید حلول نیست نابودن توست 

                                      ور نه به گزاف باطلی حق نشود

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 11:2  توسط مایا |